نصیحت های عارف ربانی به فرزند
414 بازدید
تاریخ ارائه : 4/29/2015 5:28:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوالله

نیست جز تقوی در این ره توشه ای          نان و حلوا را بنه در گوشه ای

بالتقوی بلغنا ما بلغنا

(با تقوا رسیدیم به انجا که رسیدیم)

اگر در این راه تقوی نباشد ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت . حضرت علی بن الحسین (ع) می فرماید : ان العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الا بعدا ( اگر به علم عمل نشود فایده ای جز کفر و دوری از خدا نخواهد داشت )

اگر آدمی یک اربعین به ریاضت پردازد اما یک نماز صبح از او قضا شود نتیجه آن اربعین هباءا منثورا ( گرد و خاک ) خواهد گردید. بدان که در تمام عمر خود تنها یک روز نماز صبحم قضا شد . پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت سحرگاه مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح مستحق شده ای . اینک اگر شبی تهجدم ترک گردد صبح آن شب انتظار بلایی می کشم.

بدان که انجام امور مکروه موجب تنزل مقام بنده خدا می شود و به عکس اتیان مستحبات مرتبه او را ترقی می بخشد.

بدان که در راه حق و سلوک این طریق اگر به جایی رسیده ام به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است ولی اصل و روح همه این اعمال خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم (ص) است.

اکنون پسرم تو را به این چیزها وصیت و سفارش می کنم

اول : آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آنها به جای آوری

دوم : آنکه در انجام حوائج مردم هر قدر که می توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست زیرا اگر بنده خدا در راه حق گامی بردارد خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود.

{در اینجا عرضه داشتم پدر جان گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران موجب رسوایی آدم می گردد}

فرمود: چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.

سوم : انکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در این کار پروا منمایی اگر تهی دست گشتی دیگر تو را وظیفه ای نیست.

چهارم: از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوی و پرهیزگاری پیشه خود ساز.

پنجم: به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی.

{در این وقت به خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیری کنم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد اما ناگهان پدرم چشم خود بگشود و فرمود :

تصور بیهوده مکن تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خداست.